خرید بک لینک
کلاس اول بودمیه روز کتابمو خونه جا گذاشتممعلمم گفت ایرادی ندارهمواظب باش خودتو جا نذاری...خندیدم...نفهمیدم چی میگه!!آخه مگه میشه یکی خودشو جا بزاره؟؟وقتی بزرگ شدم  فهمیدم میشه خودتو جا بذارییه گوشه شهر کنج حرم ...موضوعات مرتبط: دلنوشته

برچسب: نویسنده: زهرا اکبری‌پور تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1400 ساعت: 0:43


خواستم تو را خورشید بنامم
دیدم خورشید سکه صدقه ایست
که تو از جیب مشرقت در می آوری
دور سر عالم می گردانی
و در قلک مغرب می اندازی
پس ای شمس الشموس
ادرکنی

برچسب: نویسنده: زهرا اکبری‌پور تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1400 ساعت: 0:43

صفحه بندی